18 Nov 2011
شماره:37
شهرستان مرند

مرند را بهتر بشناسيم:

اطلاعات کلی

نام رسمی: مرند

استان: آذربایجان شرقی

شهرستان: مرند

بخش: مرکزی
نام‌های قدیمی: ماریانا، مانداگارا، مروند

جمعیت ۱۱۴٬۱۶۵ نفر
رشد جمعیت: ۱٫۹ درصد
زبان‌های گفتاری: ترکی آذربایجانی
مذهب: شیعه
جغرافیای طبیعی
مساحت: ۲۰ کیلومتر مربع

مرند یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی و مرکز شهرستان مرند است. این شهر با ۱۱۴٬۱۶۵ نفر جمعیت در سال ۱۳۸۵ خورشیدی، سومین شهر پرجمعیت و بزرگ استان آذربایجان شرقی، پس از شهرهای تبریز و مراغه محسوب می‌گردد. شهر مرند با مساحتی بیش از ۲۰ کیلومتر مربع، در ۶۵ کیلومتری شمال غرب تبریز، واقع شده‌است.

تقسیمات کشوری
بخش مرکزی شهرستان مرند
دهستان بناب
دهستان دولت آباد
دهستان زنوزاق
دهستان کشکسرای
دهستان میشاب شمالی
دهستان هرزندات شرقی
دهستان هرزندات غربی.گلین قیه

شهرها:مرند .زنوز. کشکسرای . بناب جدید . یامچی

بخش یامچی
دهستان ذوالبین

 


روستاها

ابرغان (اورجان) . اردکلو • ارسی • ارلان • اسداغی • النجق • انامق • اویندین • ایستگاه هرزند • ایلات‌ یالقوزآغاج • بابره سفلی • بابره علیا • بهرام • پیام • پیراسحق • پیربالا • جامعه بزرگ • جواش • چایکسن • چراگاه امیر • چرچر • خانه‌سر • خلخال • دارانداش • درق • درویش‌محمد • دوگیجان • دیده‌بان • دیزج حسین‌بیگ • دیزج علیا • دیزج قربان • زال • زرغان • زمهریر • زنجیره • زنوزق • سرخه • سگبان • سیدلو • شوردرق • عریان‌تپه • عیش‌آباد • قاپولوخ • قراجه فیض‌اله • قراجه محمد • قرخلار • قرمزی‌قشلاق • قره‌بلاغ • قره‌تپه • قینر • کراب • کندلج • کوه‌کمر • گزافر • گلجار • گلین‌قیه • گوشه‌درق • مجیدآباد • محبوب‌آباد • ملایوسف • مولو • میاب • میزاب • نوجه‌ده‌درق • نورآباد • هاویستین • هرزند جدید • هرزند عتیق • هریس • وانلوجق • یالقوزآغاج • ینگجه سادات

درباره نام مرند

دیدگاه اول


مرند در زبان ارمنی به معنی دفن و دفینه است که اشاره به قبر همسر حضرت نوح در این شهر دارد.

دیدگاه دوم:
مرند برگرفته از “مه ره ک” تورکی است که به معنی پشته و توده است.

دیدگاه سوم:
در گذشته دور در محلی که از نظر جغرافیایی منطبق با مرند امروزی بوده و به نام های موروندا (این محل همان مورو داغی می باشد)و مانداگارانا معروف بوده است.

تاریخچه

پیش از اسلام
بر اساس اسناد اورارتویی، سابقهٔ شهرنشینی در مرند تا اواسط هزارهٔ سوم قبل از میلاد می‌رسد، در حالی که در تپه‌های باستانی «گرگر»، ظروف سفالی و ابزارهایی از هزارهٔ پنجم قبل از میلاد دیده شده‌است. هم‌چنین در تپهٔ خاکستری (قلعهٔ مرند) نیز آثاری از هزارهٔ چهارم قبل از میلاد به دست آمده‌است. «ولادیمیر مینورسکی» با استفاده از نظر باستان‌شناسان، این قلعهٔ خاکی فروریخته را از سلسله قلاع خاکی اورارتویی می‌داند.
آن‌چه از مدارک و نظرات باستان‌شناسان و مورخین به دست می‌آید، این است که شهر مرند در روزگار پادشاهی مادها از رونق بسیاری برخوردار بوده و به دلیل اهمیت خاصی که در ایالت آتورپاتکان داشته، همواره مورد توجه حکومت مرکزی بوده‌است. هم‌چنین در دایرة‌المعارف اسلامی آمده‌است که مرند مرکز حکومت اقوامی مهم در دورهٔ «کلده» و «آشور» بوده‌است
.

پس از اسلام
آن‌چه که از مدارک تاریخی بر می‌آید، فتح آذربایجان به دست اعراب در سال‌های ۱۸ تا ۲۲ هجری قمری صورت گرفته‌است، اما مورخین اسلامی از مرند برای نخستین بار در سال ۱۶۰ هجری نام برده‌اند. بنا به نوشتهٔ بلاذری، مرند در هنگام فتح آذربایجان، قریهٔ کوچکی بود که «ابوالبیعت حلبس» به آبادی آن‌جا همت گماشت و پس از او پسرش محمد در سال ۲۰۰ هجری، حاکم مرند شد و برای توسعهٔ شهر کوشش بسیار کرد. این مرد فرهنگ دوست، دلیر و شجاع بود و بنا به نوشتهٔ طبری، او شعرهایی به زبان فارسی آذری داشته که در آذربایجان معروف بوده‌است.
در روزگار قیام بابک خرمدین به سال ۲۰۱ هجری، شهر مرند سال‌ها یکی از مناطق تحت نفوذ وی بوده‌است. چند سلسلهٔ مهم و محلی در این زمان بر مرند حکومت می‌رانده‌اند که از جملهٔ آن‌ها «سالاریان»، «روادیان» و «شدادیان» را می‌توان نام برد. در اواخر قرن چهارم هجری، در کتاب‌های «حدودالعالم» و «صورة‌الارض»، از مرند به عنوان شهری آباد یاد شده‌است و ابوعبدالله مقدسی نیز مرند را شهری مستحکم نامیده و حمدالله مستوفی در نزهةالقلوب نوشته‌است: «مرند شهر بزرگی است که دور بارویش ۸۰۰ گام است و باغ‌های پرمیوه دارد. بالاخره شاردن، سیاح فرانسوی می‌نویسد: «مرند شهر خوبی است و دارای ۲۵۰۰ باب خانه و باغچه می‌باشد و بوستان‌هایش بیش‌تر از عمارت و آبادی است»‍. هم‌چنین بسیاری از مورخین اسلامی از جمله ابن حوقل بغدادی، یاقوت حموی، حمدالله مستوفی قزوینی، ابراهیم اصطخری، الفداء قزوینی، ناصر خسرو قبادیانی، ابن واضح یعقوبی، یحیی بلاذری و ابن خرداذیه، همگی در کتب خود از مرند یاد کرده و آن را توصیف کرده‌اند
.
در سال ۶۰۲ هجری قمری، مرند در یک یورش سهمگین توسط گرجیان به ویرانی کشیده شد و در سال ۶۲۲، «سلطان جلال‌الدین خوارزمشاه» در مرند استقرار یافت
.
در دورهٔ ایلخانان بر رونق و آبادی مرند افزوده شد. به طوری که بنای کاروانسرای آیراندیبی و قلعهٔ هلاکو در شمال مرند نیز از بناهای اواخر دورهٔ ایلخانی، یعنی زمان ابوسعید بهادرخان به سال ۷۳۱ است که کتیبهٔ محراب مسجد جامع مرند نیز شاهد این مدعاست
.

مرند در زمان حکومت امرای محلی قراقویونلوها، محل پیکارهای مختلفی واقع گردید. در سال ۸۰۷ هجری، مرند به دست سپاهیان «میرزا ابوبکر گورکان» غارت گردید. قرایوسف در سال ۸۰۹، پس از جنگ با ابوبکر در مرند، زمستان را اتراق کرد. در سال ۸۳۷، شهر مرند پس از نبردی طولانی بین آق‌قویونلوها و تیموریان به دست آق قویونلوها فتح گردید. جهانشاه میرزا قرایوسف، هنگام جنگ با برادر خود -اسکندر میرزا- در مرند اقامت گزید. در دورهٔ صفویه، هنگام جنگ بین شاه تهماسب صفوی با عثمانیان، مرند مرکز فرماندهی سپاه ایران بود. در سال ۱۰۱۱ هجری، شاه عباس صفوی حکومت مرند را به «جمشید سلطان دمبلی» سپرد. در سال ۱۰۱۴ تا ۱۰۱۶ در هنگام جنگ بین صفویه و عثمانیان، شاه عباس مدتی در مرند مستقر شد. در بین سال‌های ۱۰۴۵ و ۱۱۳۵ هجری، شهر مرند در جنگ‌های بین ایران و عثمانی مورد تعرض و قتل و غارت قرار گرفت. در زمان ضعف دولت صفویه و حکومت نادرشاه افشار، شهر مرند به دست حکام خاندان دنبلی اداره می‌شد. در دورهٔ زندیه، کریم خان زند در سال ۱۲۰۵ هجری توانست آذربایجان، از جمله مرند را از دست حکام محلی درآورد. در دورهٔ قاجاریه نیز حسین خان دنبلی حاکم مرند و خوی از فتحعلی شاه قاجار پذیرائی کرد. در زمان عقد معاهدهٔ ترکمانچای به سال ۱۲۴۳، نمایندهٔ عباس میرزا با «پاسکویچ»، فرماندهٔ روسی در مرند ملاقات کرد. در دورهٔ مشروطیت، سردار ملی سال‌ها در مرند با «میرزا حسین خان یکانی» و «رضاقلی سرتیپ یکانی» فرزند «زال خان» روابط نزدیک داشته‌است. از دیگر مجاهدین آزادی خواه دورهٔ مشروطیت در مرند از اشخاص زیر می‌توان نام برد: «میرزا عیسی حکیم‌زاده»، «اسماعیل یکانی»، «نورالله یکانی»، «حبیب‌الله شاملوی مرندی»، «حاج ابراهیم ذوالفقارزاده»، محمدولی صراف»، «حاج حسین صراف»، میرزا محمود»، برادران «میرزا صابر مرندی» معروف به مکافات، صاحب روزنامهٔ مکافات به سال ۱۳۲۷ هجری در خوی، «حاج جلال مرندی»، «محسن خان»، «مصطفی خان اسفندیاری»، «حاج ملاعباس واعظ قره‌آغاجی»، «حاج علی‌اکبر صدیقی»، «میرزا کریم‌زاده» و «میرزا نصیر رئیس‌السادات» و پسرش «میرزا احمد رئیس‌السادات
». جغرافیا

شهر مرند در ناحیهٔ شمال غربی استان آذربایجان شرقی و در شمالی‌ترین منطقهٔ ایران واقع شده‌است که از سمت شمال و جلفا، از سمت شرق به ارسباران، از سمت جنوب به تبریز و شبستر و از سمت مغرب به استان آذربایجان غربی محدود شده‌است. این شهر در ۴۵ درجه و ۴۶ دقیقهٔ طول شرقی و ۳۸ درجه و ۲۶ دقیقهٔ عرض شمالی قرار گرفته‌است و حدود ۲۰ کیلومتر مربع وسعت دارد
.

مردم
اهالی شهر مرند، همانند ساکنان سایر نواحی استان آذربایجان شرقی، به زبان ترکی آذربایجانی و با لهجهٔ محلی خود سخن می‌گویند.

شغل اکثر مردم این شهر، کشاورزی است. کشاورزی در این منطقه ترکیبی از باغداری و کشت گندم و جو است. از محصولات مهم این شهر می‌توان به گیلاس، زردآلو، گلابی و سیب اشاره کرد.

شهر مرند نسبت به شهرهای دیگر استان، بیشتر جنبهٔ تجارتی دارد. به‌طوری‌که بیشترین پاساژها و مراکز خرید پس از مرکز استان در این شهر قرار دارد. افزودنی است که بزرگترین بازار مدرن شمال غرب کشور در این شهر در حال ساخت می‌باشد.

جمعیت شهر مرند در سال ۱۳۸۵ خورشیدی، بالغ بر ۱۱۴٬۱۶۵ نفر بوده‌است که از این میان ۵۷٬۱۵۱ نفر مرد و ۵۷٬۰۱۴ نفر زن بوده‌اند که در قالب ۲۹٬۷۵۵ خانوار، ساکن این شهر بوده‌اند.

وجه تسمیه
بطلیموس، جغرافیادان یونانی که قبل از میلاد می‌زیسته، از این شهر به نام «ماندگار» نام برده و آن را یکی از آبادترین شهرها در تاریخ می‌خواند. در روایات باستانی ارامنه آمده‌است که حضرت نوح(ع) در مرند مدفون شده و کلمهٔ مرند از یک فعل لغت ارمنی به معنای تدفین اشتقاق یافته‌است.
ولی ارامنهٔ امروزی را اعتقاد بر این است که نوح(ع) بعد از طوفان در نخجوان فرود آمد و در این شهر نیز مدفون شد و قبر همسرش هم در مرند واقع شده ‌است
.
مطابق نوشته‌های تورات، مادر حضرت نوح(ع) در مسجد بازار مرند مدفون است. برخی نیز بنای شهر مرند را به امر دختر ترسائی به نام «ماریا» می‌دانند و بنای اولیهٔ مسجد جامع فعلی مرند را نیز، کلیسایی می‌شمارند که وی بنا کرده‌است و نام مرند را هم برگرفته از نام ماریا با اندکی تغییر می‌دانند
.

قالی‌بافی
شهر مرند همانند سایر شهرهای منطقهٔ آذربایجان، یکی از کانون‌های مهم قالی‌بافی در سطح کشور محسوب می‌شود. در شهر مرند و نیز در تمام شهرها و روستاهای حومهٔ آن، کارگاه‌های بزرگ و کوچک بافت قالی و قالیچه، گلیم و خورجین دایر است. این صنعت به استناد منابع تاریخی، قرن‌هاست که در این منطقه رواج داشته و همواره یکی از منابع عمدهٔ درآمد مردم محسوب می‌شده‌است. قالی‌ها و قالیچه‌های نفیس بافت مرند و روستاهای حومه‌اش، نه تنها در بازارهای فرش داخل کشور، بلکه در خارج از کشور نیز شهرت بسیار دارد و از نظر صادرات نیز اهمیت بسزایی دارد. صنعت قالی‌بافی در شهر مرند به صورت کارگاهی و در روستاها به صورت تک‌بافی، یکی از مشاغل فراگیر مردم به شمار می‌رود و محصولات آن‌ها در طرح‌ها و نقش‌های متنوع و بافت‌های گوناگون به بازارهای داخلی و خارجی عرضه می‌شود.

سبدبافی
از دیگر صنایع دستی شهر مرند، بافت انواع سبدها برای حمل نان و میوه از ساقهٔ گندم است که به نوبهٔ خود از شهرت زیادی برخوردار است.

فانوسکابافی
روستای هوجقان، یکی از مناطقی است که سال‌های سال، مردم آن‌جا در بافتن فتیله‌های چراغ، مهارت کامل داشته و تولیدات خود را به سراسر کشور عرضه می‌کردند. با گسترش نیروی برق و روشنایی الکتریسیته و رکورد فروش فتیله، مردم صنعت‌گر این روستا به بافتن «فانوسقه» یا کمربندهای نظامی و نوار کفش پرداختند و در حال حاضر، یکی از مراکز مهم تولید این محصول می‌باشد.

سفال‌گری و سرامیک‌سازی
محصولات سرامیک، در چند کارگاه شهر زنوز تولید می‌شود. استادکاران سرامیک زنوز، از نوعی خاک مرغوب (کائولن یا خاک چینی) استفاده می‌کنند و به نقاط دیگر جهت فروش، صادر می‌نمایند. علاوه بر کارگاه‌های سرامیک‌سازی، کارگاه‌های سفال‌گری نیز در بعضی از مناطق شهر مرند و روستاهای اطراف وجود دارند.

کتابخانه‌ها
در داخل شهر مرند تعدادی کتابخانه وجود دارد که «کتابخانهٔ پارک شهر مرند»، بزرگ‌ترین کتابخانهٔ این شهر و جزء کتابخانه‌های درجه یک کشور است که در سال ۱۳۷۸ خورشیدی، در محوطهٔ پارک شهر مرند با مساحت ۱۲۰۰ متر مربع و زیربنای 956 مترمربع، افتتاح گردیده و دارای 1 سالن مطالعه و یک مخزن کتاب و یک سالن آمفی تئاتر و اتاق اینترنت است. تعداد کتاب‌های این کتابخانه به حدود 25000 جلد در موضوعات متنوع و تعداد اعضای آن ۳٬۷۰۰ نفر بوده و کلیهٔ خدمات فنی به روش رایانه‌ای صورت می‌گیرد و همه روزه از ساعت ۷ و نیم صبح، آمادهٔ ارائهٔ خدمات می‌باشد. بیشتر مراجعین این کتابخانه را دانش‌آموزان و دانشجویان تشکیل می‌دهند.

«کتابخانهٔ عمومی کوثر» واقع در خیابان امام خمینی مرند، در سال ۱۳۳۰ با زیربنای حدود ۲۰۰ متر مربع تأسیس گردیده‌است. در حال حاضر این کتابخانه دارای یک مخزن و یک سالن مطالعه به ظرفیت ۱۲۰ نفر است که مجموعهٔ کتاب‌های آن به حدود 13000 جلد می‌رسد و تعداد اعضای آن ۲٬۷۰۰ نفر می‌باشد. این کتابخانه مخصوص خواهران است و روزانه حدود ۱۵۰ نفر مراجعه کننده دارد و همه روزه از ساعت ۷ و نیم صبح لغایت ۸ و نیم شب، آمادهٔ ارائهٔ خدمات به مراجعین می‌باشد. کلیهٔ خدمات فنی این کتابخانه به روش رایانه‌ای صورت می‌گیرد.

اماکن تاریخی و دیدنی
از اماکن تاریخی و باستانی این شهر می‌توان به قلعه مانداگارانا، مسجد جامع مرند، تپه سیوان و بازار کوزه‌چیلر اشاره کرد. در تپه سیوان، یک ته‌ستون ترکان اورارتو و سفالینه‌های ترکان پارتی یافته شده‌است.

از مناطق بسیار زیبا و تفریحی مرند نیز می‌توان به گردنه پیام، روستاهای ملایوسف و کندلج در ۵ کیلومتری شمال مرند و چشمهٔ باش کهریز و قنات بزرگ و بسیار معروف بَی گوزی (=چشمه داماد) در شمال روستای دیزج‌ علیا که از دل کوه میشو بیرون می‌آید اشاره کرد.



آب و هوا
از آن‌جایی که مرند در منطقه‌ای کوهستانی واقع شده‌است، از آب و هوایی هر چند سرد و خشک، ولی نسبتاً مساعد برای کشاورزی بهره‌مند گشته‌است. از اوایل پائیز، تمام مناطق کوهستانی اطراف این شهر را برف سنگینی فرا می‌گیرد که تا اواخر بهار در قلل کوه‌ها باقی می‌ماند.

کارخانجات
در سال‌های اخیر با توجه به پیشرفت‌هایی که شهر مرند داشته‌است، کارخانجات مختلفی در اطراف این شهر احداث شده‌اند که از این میان، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

کاشی تبریزکف
خاک‌چینی
آناکنسرو
آبمیوه تکدانه
پارس پروفیل
رب سانیا
پلاستوفوم فخر مرند
ترشي كام مرند
پيام شيمي
ثمين شير
رب تكدانه
سراميك سازي
شركت سامرند
كارخانه آذرت مرند
كارخانه سرم سازي


شهر های مرند و شهرت آنها:


بناب مرند شهر زعفران خيز
يامچي مرند شهر پسته
زنوز مرند شهر سيب

کشکسرای شهر زردآلو و قیسی
روستاي زنوزق مرند ماسوله ي اذربايجان


شهرستان مرند

خصوصيات جغرافيايي

موقعيت، وسعت، قلمرو شهرستان، طول و عرض جغرافياي، شهرستانها و استانهاي همجوار
شهرستان مرند يكي از شهرستانهاي شمالي آذربايجان شرقي بوده كه در شمال شرقي درياچه اروميه و شمال غربي تبريز و بر سر راه آهن تبريز – جلفا قرار گرفته و فاصله آن از شهر تبريز 75 كيلومتر مي باشد. از طرف شمال به شهرستان مرزي جلفا، از جنوب به شهرستان شبستر، از شرق به شهرستان اهر و از غرب به شهرستان خوي و ماكو محدود مي گردد و فقط از قسمت غربي به استان آذربايجان غربي محدود و با ساير استانهاي كشور مرز مشتركي ندارد.

اين شهرستان بين 38 درجه و 7 دقيقه تا 38 درجه و 56 دقيقه عرض شمالي و 45 درجه و 15 دقيقه تا 45 درجع و 50 دقيقه طول شرق جغرافيايي واقع شده است. وسعت منطقه 8/3308 (بخش مركزي 6/2465 و بخش يامچي 2/843) كيلومتر مربع بوده كه 2/38 درصد آن را اراضي كشاورزي ، 40 درصد آن را اراضي مرتعي و 8/21 درصد بقيه را اراضي باير و پستي و بلنديها و كوهها و نقاط مسكوني روستائي و شهري تشكيل مي دهد. بعبارت ديگر حدود يك سوم مساحت اين شهرستان را اراضي مسطح و جلگه اي و دو سوم آنرا اراضي ناهموار شامل مي گردد.

چگونگي پستي و بلندي کوهها و ارتفاعات مهم

نظر به اينكه شهرستان مرند در منطقه كوهستاني قرارگرفته و بيش از دوسوم مساحت آن اراضي ناهموار تشكيل مي دهد. بنابراين ارتفاع اراضي جلگه اي از سطح دريا بين 900 تا 1500 متر متغير بوده كه ارتفاع پستترين نقطه در دشت يكانات از سطح دريا 900 متر و در مرتفع ترين نقطه يعني قله ميشاب (ميشو) بالغ بر 3125 متر مي گردد. از ديگر ارتفاعات مهم اين منطقه مي توان به كوه سنگبران (سمبوران) 1727 متر، كوه علي علمدار 3155 متر، كوه گچي قلعه سي 1649، بوغداداغ 2385 متر و ديوان داغ 2344 متر اشاره كرد.

وضعيت آب و هوايي و ميزان بارندگي

با اينكه مرند جزء شهرهاي بزرگ استان محسوب مي شود متاسفانه تاكنون اقدام موثر و عملي در جهت راه انداري ايستگاه هواشناسي صورت نگرفته است (انشاء ا… در آينده‌اي نزديك اين پروژه تكميل و افتتاح خواهد شد) بنابراين بررسي و پيش بيني وضعيت آب و هوائي شهرستان، مسئولين و مردم منطقه را با مشكل مواجه نموده است. با اينهمه موقعيت آب و هوائي مرند را مي توان چنين توصيف نمود كه : ميزان متوسط بارندگي در مناطق مختلف شهرستان متفاوت بوده و بين 220 ميلي متر در منطقه هرزندات و يكانات و 373 ميلي متر بارندگي در حومه مرند و پيام در سال با پراكنشهاي متوسط در نوسان مي باشد. ميزان بارندگي در سال 1373، 4/380 ميلي متر و در سال 1374 حدود 7/234 ميلي متر بوده است كه 30 درصد آن در فصل بهار، 5/10 درصد در فصل تابستان 37 درصد در فصل پائيز و 5/22 درصد آن در فصل زمستان نازل گرديده است. در چند سال اخير اين شهرستان به جهت عدم بارندگي نزولات آسماني دچار خشكسالي شده و خسارات فراواني را متحمل گشته است.
جريانهاي هوائي مختلف بر روي اقليم اين شهرستان تاثيرات متفاوت و متغيري را مي گذراند كه در نگاه اصلي در فصل گرم (از اوايل ارديبهشت تا اوائل مهر) و سرد (از اوائل مهر تا اواخر فروردين) زيانزد مردم محروم و زحمتكش منطقه مي باشد. بطور كلي در اين شهرستان حداقل درجه حرارت مطلق 22-درجه سانتيگراد و حداكثر آن 37 درجه سانتيگراد بوده و تعداد روزهاي يخبندان از 109 روز تجاوز نمي كند.
وجود آب و هواي معتدل سرد و همچنين نامناسب بودن بارش سبب گرديده كه پوشش گياهي از آب و هواي مرند تابعيت نمايد. بدين معني كه اگر بارش و ميزان نزولات هوا متناسب باشد پوشش گياهي بهتر رشد كرده و در غير اين صورت وضع پوشش گياهي مطلوب نخواهدبود. پوشش گياهي اين منطقه از نوع استپ بوده و در بهار رويش گياهي به مدت 11 روز تمام مناطق كوهستاني ميشاب و ساير مناطق را مي پوشاند ارتفاع گياهان تا 60 سانتيمتر نيز مي رسند.

وضعيت پوشش گياهي ،جنگل و مرتع

پوشش گياهي خاص منطقه استپي مرند انواع گونها و خارها مي باشد ولي عمده ترين پوشش گياهي، علوفه هايي هستند كه اغنام و احشام از آنها استفاده مي نمايند بايد گفت در ميان اين پوشش گياهي، گياهان داروئي نظير كاكوتي، پونه، اوغلان اوتي، ختمي كوهي، قازاياقي، پنيرك، قال قان، اوشقون(ريواس) پياز كوهي و دهها گياه دارودي ديگر كه همه از نظر طبي حائز اهميت مي باشند.
طبق اطلاعات موجود، مساحت كل مراتع استحفاظي شهرستان مرند كه اقدامات اجرائي ماده 56 در آنها اجرا گرديده به ميزان 83/140587 هكتار بوده كه از ايت ميزان حدود 20000 هكتار آن جز مراتع خوب و 90000 هكتار آن جزء مراتع متوسط و بقيه يعني 83/30587 هكتار جزء مراتع فقير مي باشد كه از مراتع خوب مي توان به ييلاق قره‌چي يا پيربالا، ارلان، باغلار، عيش آباد، محبوب آباد، مهار، دارانداش، كوه كمر، پيام، كندلج اشاره كرد.

منابع آب شهرستان :
آبهاي سطح الارضي – رودها ، چشمه ها و قنوات ، آبهاي تحت الارضي

وجود آب هاي سطح الارضي، رودها، چشمه ها و قنوات، آب هاي تحت الارضي به كشاورزي جايگاه خاصي بخشيده ولي با اين ويژگي هنوز دشت هاي مرند، هرزندات با مشكل كم آبي مواجه هستند عمده مصرف آب در شهرستان مرند در بخش كشاورزي متمركز گرديده است كه حدود 90 درصد اين مصرف از آب هاي زيرزميني با حدود 750 حلقه چاه عميق و نيمه عميق تامين مي گردد. حجم آب مصرفي شهرستان در قسمت آب هاي زيرزميني حدود 250 ميليون مترمكعب تخمين زده مي شود رودخانه هاي مهم شهرستان عبارتند از: زيلبرچاي، زنوزچاي، قره چاي ( كشكسراي) شيخ چاي.

بررسي وضعيت تقسيمات کشوري و سوابق آن

به منظور تسلط و اداره مناطق دور دست توسط حكومت هاي قديم نايب الحكومه‌هايي در شهرستان ها گمارده مي شد تا امورات مناطق را مطابق با سياست و نظر حاكمان اجرا نمايند، با توسعه مناطق مذكور و نرخ رشد جمعيت حكام زمان بر آن شدند كه قوانيني را تدوين نمايند تا مردمان تحت الحكومه آنان امورات خود را با توجه به قوانين مدون حكومت ها پيگيري نمايند.
شيوه هاي حكومتي و كشورداري توسط حكام متفاوت بوده و هر كدام با روش خاص حاكميت خود را به مردم اعمال مي نمودند. در نهايت با توجه به مشكلات فوق به موجب قانون ايالات و ولايات مصوبه 14 ذيقعده 1325 قمري كشور ايران از لحاظ تقسيمات كشوري به چهار ايالت ( استان) و 12 ولايت تقسيم شد و براي اداره هر يك از دهات كدخدا انتخاب گرديد و بر اساس اين تقسيمات در ايران 4 ايالت و 38 حكومت مستقل ( فرمانداري) و 137 نائب الحكومه ( بخشداري) وجود داشت.

خصوصيات جمعيتي و انساني

بر اساس سرشماري نفوس و مسكن 1375، شهرستان مرند داراي 224344 نفر جمعيت بوده كه از 107087 در مناطق شهري (مرند 96396 نفر، زنوز 3500 نفر، كشكسراي 7191 نفر) و تعداد 117257 نفر در مناطق روستايي و تعداد 1595 نفر (طبق آمار سال 1375) در مناطق عشاير نشين سكونت دارند در حاليكه جمعيت واقعي عشاير مرند بر 2400 نفر بالغ مي گردد ( توضيح اينكه جمعيت عشايري جزء جمعيت روستايي نيز محسوب شده است).

وضعيت اشتغال

نرخ بيكاري در شهرستان مرند با توجه به جمعيت فعال استان 3/9% مي باشد كه از اين لحاظ اين شهرستان از نظر داشتن تعداد افراد بيكار رتبه سوم را به خود اختصاص داده است و افراد شاغل اكثراً در حرف ذيل فعاليت دارند:
قاليبافي، كشاورزي، دامپروري و دامداري، صنايع مواد غذايي، ساختمان، فروش و نگهداري و تعمير وسائل نقليه، هتلداري، اداره امور عمومي و تامين اجتماعي، آموزش و پرورش، بهداشت و مددكاري اجتماعي، شركتها و كارخانجات، ادارات دولتي، خصوصي و تعاونيها و …
درصد بالاي جمعيت بيكار اين شهرستان نسبت به جمعيت فعال استان نشان مي دهد كه 2/11% جمعيت شهري و 6/7% جمعيت روستايي و عشايري بيكار هستند و در كل شهرستان نرخ بيكاري بر 3/9% بالغ مي گردد در حاليكه همين نرخ در سطه استان 2/6% (4/7% شهري و 6/4% روستائي) مي باشد بنابراين شهرستان مرند از حيث داشتن افراد شاغل در رديف دوازدهم بين چهارده شهرستان استان قرار گرفته است.
اين امر بيانگر آن است كه در خصوص بخشهاي اقتصادي و كشاورزي سه گانه (دولتي، خصوصي، تعاوني) كه مي توانستند در جذب نيروي انساني بسيار مؤثر واقع شوند توجه لازم و كافي معمول نشده است.

وضعيت آموزش

در دانشگاه ها و دانشكده فني رشته هاي ذيل تدريس مي شوند: رشته هاي كارشناسي: حسابداري، پرستاري، زيست شناسي، دبيري رياضي، زبان انگليسي، جغرافيا، آموزش ابتدايي ناپيوسته، ادبيات فارسي پيوسته، زبان انگليسي ناپيوسته، الهيات و معارف اسلامي، مديريت دولتي، علوم تربيتي، علوم اجتماعي، روانشناسي و رشته هاي كارداني: نقشه برداري، ساختمان‌هاي بتني، حسابداري، مامايي، علوم آزمايشگاهي، ادبيات و علوم تجربي، كل دانشجويان اين شهرستان ( مشغول به تحصيل در شهرستان) بر 5488 نفر بالغ مي گردد. و از آن تعداد حدود 60% غيربومي و بقيه بومي هستند. از مدارس علوم ديني: فقط يك واحد مدرسه ديني شيعه به صورت برادران و خواهران مجزا از هم در مرند فعال است و تعداد 26 نفر برادر و 45 نفر خواهر طلبه شيعه در آن به تحصيل اشتغال دارند.
در شهرستان مرند روزنامه محلي منتشر نمي شود فقط يك صفحه از روزنامه مهد آزادي استان هر چهارشنبه به مرند اختصاص دارد. تعداد تيراژ و توزيع روزنامه ها و مجلات اكثراً در حد مطلوبي قرار دارند فقط روزنامه هاي ايران، همشهري، جمهوري اسلامي و … از نظر تيراز توزيعي در حد پاييني بوده و براي هواداران و خوانندگان خود مشكلاتي را به بار آورده است در كل شهرستان مرند روزانه 5112 نسخه از 132 نوع نشريه توزيع مي گردد. كه تعداد 1235 نسخه از آنها روزنامه بوده كه در دكه هاي شش گانه شهر مرند توزيع مي گردند.
عموماً وضع كتابخانه هاي موجود رضايت بخش مي باشد ولي كميت آنها بسيار پايين مي باشد به طوري كه در شهر مرند با حدود 97000 نفر جمعيت ( آمار 75) فقط يك واحد كتابخانه عمومي وجود دارد.

وضعيت اقتصادي

مسجد بازار كه در مدخل شهر واقع شده حدود 300 متر مربع مساحت دارد بر روي چهار ستون سنگي استوانه اي قرار گرفته است بنا به اظهار مهمترين محلي در روزگاران قديم ديري بوده كه بعداً به علت انتساب به مادر حضرت نوح تبديل به يك مسجد گرديده است در شهر مرند همچنين چند بناي باستاني وجود دارد كه به اندازة كافي مورد مطالعه قرار نگرفته اند. در حاليكه اگر چنين مي شد احتمالاً گوشة تاريكي از تاريخ فرهنگ گذشته اين شهر روشن مي شد از جمله اين بناها دو امامزاده به نامهاي امامزاده احمد در قسمت غربي شهر و در كوه امامزاده ابراهيم واقع در كوي يالدور مرند و نيز تاع و مقابر مربوط به اصحاب علم و عرفان بنامهاي پير اسمعيل در محلة يالدور، پير اسحق در محلة گلعذاريها و پير خموش در كوچة صمصامي مي باشد.
آثار بسيار باارزش ديگري هم از ديدگاه باستان شناسي در شهرستان مرند وجود دارند كه نيازمند مطالعه دقيق تري مي باشند از اين آثار مي توان قلعه باروج ( هزاره اول و دوم) قلعه مرند، قلعه ديزه و زنوزق در زنوز، مسجد پيربالا، پل هاي قديمي روي رودخانه زيبلر، قلعه يالدور، هلال تپه بعد از راه آهن، باغ مزار، كل تپه سمت چپ جاده كوره هاي آجرپزي كه قديمي ترين آثار باستاني است و به هزاره سوم قبل از ميلاد تعلق دارد. قبرستان هزاره اول اول انامق تپه باستاني كندلج ( اوايل اسلام) سنگ هاي تاريخي الينجق در روستاي ديزج عليا كه به دوران حكومت ايل هاي قره قوبونلو تعلق دارند. سنگ هاي تاريخي زرغان، تپه باستاني چراگاه امير ( هزاره اول) قلعه باستاني هرزند جديد ( هزاره اول و دوم) قبرستان هرزند جديد ( هزاره اول) گوهر سينه و قلعه الكي، قلعه گل اندوز و هرزند عتيق، تپه هاي باستاني چاخماخلي زال (هزاره اول) قبرستان اطراف جاده قديمي گلي قيه و زال ( هزاره اول) ، شاه عباس الكي كه قدمت آن به دوران شاه عباس دوم بر مي گردد.
شكل مكعبي مسجد جامع و نبود مناره در آن از خصوصيات خاص ساختمان سازي قديمي ايران حكايت دارد. سبك معماري مسجد جامع مرند سبك معماري دوره سلاجقه مي‌باشد در بر قديمي آن سنگي بود ولي حالا به جاي سنگ دربي آهني نصب شده است عموماً ر ساخت مسجد از آجر و گچ استفاده شده است مسجد بازار مرند با 6 قطعه شاه نشين و يك صحن داخلي يك ايوان بنا شده است عرض و طول مسجد 28 * 30 متر بوده كه تمام بنا روي 4 ستون سنگي بسيار ظريف قرار دارد يك گنبد اصلي در وسط دارد در ساخت اين مسجد نيز آجر و گچ به كار رفته است ديگر بناهاي تاريخي مرند به كلي از بين رفته اند و آثاري از آنها به جاري نمانده است.

صنعت، تجارت، خدمات، شيوه و الگوهاي معيشت مردم:

اقتصاد مرند عمدتاً بر پايه كشاورزي است اكثر مناطق شهرستان بنا به شرايط طبيعي، براي دامداري، كشاورزي و باغداري مناسب مي باشد. محصولات مهم مرند غلات ( گندم و جو) (كه شايد بالاترين توليد را در ميان شهرهاي آذربايجان شرقي دارد) و حبوبات، سبزيجات و صيفي جات است كه بسيار معروف مي باشند باغداري بسيار رايج و محصولات مهم آن زردآلو و سيب و انگور است كه علاوه بر مصرف داخلي، مقداري به عنوان خشكبار صادر مي گردد كه وجود كارخانه هاي متعدد سنتي برگه زردآلو دليل بر اين امر است سيب و زردآلوي مرند و همچنين سيب زنوز بسيار خوب بوده و معروفيت خاصي دارد. صنعت مهم مرند، قالي بافي است ديگر صنايع آن فتيله بافي، گليم بافي، جاجيم بافي، سبدبافي،توليد آجر، مصالح ساختماني (آهك و …) كاشي سازي، سراميك سازي، چيني سازي، كمپوت، رب سازي، خيارشورسايز، موتورسازي، توليد وسايل نسوز، توليد انواع خاك هاي صنعتي شيميايي و … كه در قالب شركت هاي خصوصي فعاليت دارند. همچنين وجود كارخانه كائولن شويي كه خاك چيني توليد مي نمايد بر صنعت مرند از نظر اقتصادي و اشتغال افزوده است. مردم منطقه مرند اكثراً از طريق قالي بافي و كشاورزي و دامداري و داد و ستد امرار معاش مي نمايند عموماً مردم منطقه به طور ساده و بي آلايش زندگي مي نمايند. نظر به اين كه درآمد اكثريت مردم پايين بوده با اين حال به الگوهاي غربي كمتر روي آورده اند بعضي مردم منطقه نيز از طريق سبدبافي، گله داري و… به درآمدي دست مي يازند و با آن زندگي مي نمايند. قتيله بافي، سراميك سازي برگه سازي و كارخانه هاي ريز و دشت تعدادي را در خود جاي داده و از طريق اشتغال در آن واحدها امرار معاش مي نمايند، بيشتر مردم مرند از طريق داد و ستد و تجارت زندگي مي گذرانند.
از 72 واحد صنفي صنعتي مستقر در مرند در حال حاضر حدود26 واحد از آنها فعال مي‌باشند در اينجا مجالي براي شمردن يكايك آنها نيست ولي عمدتاً وجود كارگاه هاي متعدد قالي بافي، چرم سازي، برگه سازي زردآلو، كمپوت سازي، آجر سازي و … كارخانه هاي چينندگان، كائولن سازي، سراميك سازي، جوراب بافي و كارگاه هاي جوشكاري، آهنگري، تراشكاري، خرمنكوب سازي، تانكرسازي و … رونق خاصي بر بخش صنعت مرند داده اند.


جاذبه های تاریخی و دیدنی مرند

قلعه
اين قلعه در قسمت شرقي شهر مرند واقع شـده و آثار بجاي مانده از آن نشان ميدهد كه اين قلعـه در هزاره چهارم قبل از ميلاد يعني 6000 سال پيش بنا گرديده است و لاديميرمينورسكي اين قلعه را ازنوع قلعه هاي خشتي او را ركويي ميداند كه در حمله سارگون دوم پادشاه آشور تخريب شده است. ويلياطرجكسون امريكائي نيز قلعه مرند راباقيمانده يكي از آتشكدههاي دوره ساساني مي شمارد و مي گويد كه مرند روزگاري در عهد ساسانيان پايتخت شهرستان ( واسپورگان ) بوده است. واژه گول تپه كه به اين قلعه اطلاق مي شود شكل پهلوي و آذري گل فارسي است كه معناي آتش وافگر آتش و شعله آتش دارد و كول در تركي به معني خاكستر و در كردي به معني آتش است.

محراب مسجد جامع

مسجد جامع مرند يك بناي تاريخي و ارزشمند است كه ماجراهاي زيادي در دل خود دارد. در روزگار ساساني آتشكده معروفي بوده كه با سكونت ارامنه در اين منطقه كليسا شده و در قرن سوم هجري قمري با گرويدن مردم به دين اسلام آتشكده و كليسا به مسجد تبديل شده است.

احداث كليسا در شهر مرند با توجه به فرار ترسايان و نسطوريان در قرن پنجم ميلادي از ستم امپراتوري روم شرقي و كشيشان متعصب مسيحي به اين منطقه، باوركردني است

.

بر بالاي محراب بسيار زيباي مسجد سنگ‌نوشته‌اي با اين كلمه‌ها قرار دارد: «السلطان الاعظم مالك الرقاب الامم ابوسعيد خلدالله ملكه 731 ه.ق» عرض محراب 75/2 و ارتفاع آن 6 متر است كه با آيات قرآني به خط كوفي و گچ‌بري‌هاي بديع زينت يافته است. مسجد جامع مرند در مرکز شهر مرند واقع شده است. طبق کتيبهٔ محراب مسجد، اين بنا در سال ۷۳۱ هـ.ق در زمان سلطنت ابوسعيد بهادرخان از محل خيرات مردم مرند و جزيه‌اى که در آن زمان از غير مسلم مى‌گرفتند به توليت حسين بن محمود ابن تاج خواجه ساخته شد

.

امروزه کف مسجد به اندازه سه پله از سطح کوچه مجاور پايين‌تر است و دالانى به طول ۱۲ متر با سه طاق گنبدي، ورودى را به شبستان‌ها مربوط مى‌سازد. در سمت چپ اين دالان، شبستان جنوبى با گنبدى کم خيز واقع شده که بر فراز آن کتيبه‌اى از سنگ به چشم مى‌خورد. چنين به نظر مى‌رسد که در سال ۷۴۰ هـ.ق در حالى که بيش از ۹ سال از عمر اين مسجد نمى‌گذشت توسط تاج خواجه مرمت شد و توسعه يافت. محوطه اصلى مسجد با سقفى مشتمل بر شش گنبد، فضاى اصلى مجموعه را تشکيل مى‌دهد

.

محراب به عرض ۷۵/۲ و ارتفاع ۶ متر در جنوب مسجد واقع شده و مزين به آيات قرآنى به خط کوفى و گچ‌برى‌هاى زيبا و بديع است. کتيبه تاريخى محراب در قوس بزرگ بالاى آن ديده مى‌شود. در فاصله دو ستون تزيينى و گچ‌برى کنار محراب، نام سازنده محراب به خط رقاع نوشته شده است: عمل عبدالفقير نظام بندگير تبريزي در داخل هلال و در پايين دو کتيبه مزبور، کتيبهٔ گچ‌برى ديگرى به خط رقاع وجود دارد

.


مسجد جامع مرند در مرکز شهر مرند واقع شده که مطابق کتیبه محراب مسجد، این بنا در سال ۷۳۱ هجری قمری در زمان سلطنت ابوسعید بهادرخان ساخته شده‌است. محراب در قسمت جنوبی مسجد واقع شده و مزین به آیات قرآنی به خط کوفی و گچبری‌های بدیع می‌باشد.

نکته قابل توجه اینکه قبر همسر حضرت نوح در این مسجد واقع است
طاق و قلعه هلاکو

از مرند به طرف جلفا در 27 کيلومتري مرند، بقاياي يک بناي آجري عهد مغول در سمت شمال جاده جلب نظر مي کند. اين بناي تاريخي که نزد اهالي محل به «کاخ هلاکو» معروف است، در دشت بسيار وسيعي به نام «دشت هلاکو» يا «الاکي» واقع است. آنچه از ساختمان مغولي باقي مانده پي هاي سنگي و ديوار هاي قطوري است که مبين محوطه ساختماني سي متر در سي متر مي باشد و بدنه اي از يک طاق مدخل و سر بنا باقي مانده از يک دهم طاق اصلي به علاوه پايه هاي سنگي چهارگوشه و دو برج از ضلع جنوبي که ويران شده است. بدنه طاق به سبک ديگر بناهاي آجري عهد ايلخاني مغول و بر روي پايه سنگي بنا شده است. آن چه فعلا موجود مي باشد در حدود 6 متر ارتفاع دارد. در حاشيه آن اثري از کتيبه کوفي مزين با آجر و کاشي فيروزه اي رنگ ديده مي شود که دور تا دور طاق سر در بنا را پوشانده و اينک مقدار محدود و کمي از کتيبه و تزيينات آن باقي مانده است. قطر بدنه طاق نيم متر در يک متر است و در جبهه خاوري آن قسمتي از بقاياي ديوار ساختمان از آجر هنوز باقي است. درست روبه روي اين بنا در سمت جنوبي جاده بر روي يک تپه صخره اي نسبتا مرتفع، بقاياي ديواره سنگي يک قلعه مخروبه وجود دارد که نزد اهالي محل به قلعه «گبرها» معروف است. علاوه بر اطلاق نام « قلعه گبر ها» اهالي به آن «قلعه هلاکو» نيز مي گويند. قلعه حصاري بسيار محکم و عريض مي باشد که تا 5/3 متر داشته است. تعدادي تکه سفال پارتي نيز در حوالي بنا به دست آمده است. از مشاهده پاره سفال ها مي توان تاريخ احداث قلعه را به ابتداي هزاره اول قبل از ميلاد منسوب نمود

.

قلعه سن سارود

اين قلعه در 26 كيلومتري شمال مرند واقع در روستاي هرزند بر روي تپه‌اي سنگي و مرتفع قرار دارد. در بخش شرقي قلعه تخته سنگهاي بزرگي وجود دارند كه قدمت آنها معلوم نيست ولي آثار باقيمانده از جمله قسمتهائي از حصارهاي دفاعي قلعه و برجهاي نيم استوانه‌اي پيش آمدة آن بناي قلعه را در قرون هفتم و هشتم نشان مي‌دهد. اين قلعه مي‌تواند يكي از قلعه‌هاي دفاعي منطقه باشد زيرا تقريباً در مرز شرقي ايران و ارمنستان واقع شده است. در جنوب قلعه نيز گورستاني از ادوار اسلامي وجود دارد.


کاروان سرای عباسی یام


اين كاروانسرا كه به جهت واقع شدن در نزديكي مرند به اين نام موسوم گشته است. قطعاً در اصل نام ديگري داشته است كاروانسراي مذكور در 23 كيلومتري مرند و در سر راه جلفا و در دشت الكي واقع شده است تاريخ بناي اين كاروانسرا (به سال 731 هجري قمري و عهد ابوسعيد بهادرخان) نسبت داده شده است فعلاً جز تلي خاك آثاري از آن باقي نمانده است اين كاروانسرا (يكي از باشكوهترين بناهاي زمان خود بوده و شايد هم قلعه يا مقر حكومتي شخص با نفوذي بوده است گروهي به جهت نزديكي نام محل به نام هلاكوه ايلخان مغول ساختمان اين بنا را به هلاكو نسبت مي دهند چرا كه الكي گاهاً هلاكو خوانده مي شود. تا چندين سال پيش سردر كاروانسرا كه طاق روي آن خراب شده بود نمايان بود كه ارتفاع آن به 9 متر مي رسيد. صفحة خارجي آن از نيم ستون زاويه كتيبه اي به عرض 25 سانتي متر شروع مي شده كه به حروف كوفي نوشته شده بود اين حروف از سفال بدون لعاب در زمينة كاشي آبي روشن نوشته شده بود.
یام در زبان تورکی به معنی ایستگاه و مرکز چاپار است.


امامزاده ها و زيارتگاه های مرند

امامزاده احمد

در قسمت غربى شهر و در گورستان کوه امامزاده مرند در ارتفاع ۱۴۰۰ مترى از سطح دريا واقع شده. در جوار اين امامزاده آرامگاه دو تن از علماى فاضل و پرهيزگار که مورد احترام خاص اهالى منطقه بودند به نامهاى عارف ربانى مرحوم آيت الله آقاى ميرزا على اکبر مرندى و مرحوم عالم ربانى حاج سيد جلال آقاى حسينى نيز قرار دارند.

 

امامزاده ابراهيم


مقبره اين امامزاده نيز در داخل شهر انتهاى خيابان ۷ تير کوى يالدور واقع شده است

 

گورستان تاريخى باغ مزار

در اين باغ سنگ قبرهاى حجارى شده خارائى و مرمرين بسيارى در اشکال مختلف وجود داشت که با انواع خطوط نسخ و نستعليق و ثلث و طرحهاى دل انگيز تزيين يافته بود و ميل هاى خوش تراش سر قبور که عالبا به قرون هشتم و نهم و دهم هجرى تعلق داشتند که متاسفانه در حال حاضر تعداد کمى از آنها بر جاى مانده است.


زندگی نامه ی حضرت آیت الله میرزا علی اکبر مرندی رحمت الله علیه



ولادت

آيت الله ميرزا علي اكبر مرندي در سال 1314 هـ . ق. در خانواده‌اي بسيار متدين و متقي، در شهرستان مرند چشم به جهان گشود.
پدرش، ملاعلي مقدس از علماي وارسته و برجستة آذربايجان بود و به صدق و صفا وعلم و تقوا، معروف بود و به خاطر تقدّس زيادي كه در رعايت امور شرعي و حقوق مردم، حتي در مسائل بسيار جزئي داشت، به «مقدس» شهرت يافته بود. مردم با احترام و تجليل به اين بزرگوار مي‌نگريستند و براي رفع مشكلات مادي و معنوي خود، به ايشان مراجعه مي‌كردند و از او رهنمود مي‌طلبيدند. وي حدود سال 1320 هـ . ق. رحلت كرد؛ ولي از خود يادگاري بس ارزنده به جا گذاشت كه مورد نظر پروردگار قرار گرفت. اين يادگار كسي جز حضرت آيت الله آقا ميرزا علي اكبر مرندي نبود.

تحصيلات


آقا ميرزا علي اكبر مرندي آموزش‌هاي اوليه را در محضر پدرش سپري كرد، امّا ديري نپاييد كه از نعمت وجود ايشان محروم شد. او 6 ساله بود كه خبر غرق شدن پدرش در خزينة حمام، قلبش را جريحه‌دار ساخت.
او پس از رحلت پدر، دروس مرسوم آن عصر را نزد آقا شيخ محمد حسين رفيعيان و حاج شيخ باقر مجتهدي مرندي، به بهترين وجه آموخت و براي ادامة تحصيلات و طي مراحل عالي حوزوي، به حوزة علمية تبريز عزيمت كرد و با جدّيت و پشتكار تمام و علاقة وصف ناپذير، به كسب علم پرداخت و محضر علماي نامي آن عصر را درك كرد؛ از جمله آيت الله العظمي حاج ميرزا ابوالحسن انگجي (متوفا: 1317 هـ . ق) كه آيت الله مرندي عمدة تحصيلاتشان در تبريز محضر ايشان بود.


زنوزق ماسوله آذربایجان

یكي از منحصربه فردترين روستاهاي تاريخي و طبيعي ايران روستاي زنوزق است. اين روستا در كنار شهر زنوز و در 30 كيلومتري شمال غربي شهرستان مرند استان آذربايجان شرقي واقع شده است. شهري كه سومين دارالفنون ايران در آنجا تاسيس شده و به همين دليل سطح تحصيلات عمومي مردم اين شهر و روستاهاي اطراف بالاست. زنوز متعلق به دوره صفويه روستايي است پلكاني مانند ماسوله، غرق در رنگ مانند ابيانه و احاطه شده در ميان كوه هاي بلند مانند پالنگان

.

روستای زنوزق

 

روستاهای ماسوله، ابیانه و پالنگان از زیباترین روستاهای ایران هستند. روستاهایی که نام و آوازه آنها به تمام جهان رسیده است. اما زنوزق باوجود این که تمام ویژگیهای این روستاها را یکجا در اختیار دارد هنوز ناشناخته و گمنام است. روستایی پلکانی مانند ماسوله، سنتی، مهربان و غرق در رنگ مانند ابیانه و محصور در بین کوههای بلند مانند پالنگان.
زنوزق تاریخی‌ترین روستای پلکانی ایران است که در مجاورت شهر زنوز قرار دارد. روستایی با 4 هزار جمعیت.با این که روستای زنوزق به گواه کارشناسان دولتی و خصوصی از بالاترین پتانسیل بالقوه در مباحث گردشگری برخوردار است اما گمنامی این روستا به واسطه عدم معرفی مناسب از سوی کارشناسان دولتی باعث شده است فعالیتهای متمرکز برای ارتقا وضعیت این روستا در مباحث گردشگری بسیار کم رنگ و کم اثر باشد.به طوری که این روستا علاوه بر میزبانی گردشگری نامتمرکز حتی به جز موارد نادر مورد بازدید جدی مسئولان دولتی قرار نگرفته است.

«اکبر تقی زاده» رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان آذربایجان شرقی در بازدیدی که از این روستا و شهر زنوز به عمل آورده بود با تاکید بر این که این روستا و آثار تاریخی موجود در آن مورد توجه کارشناسان میراث و گردشگری قرار گرفته جشنواره سیب را عامل مهمی در معرفی هرچه بهتر این روستا عنوان کرد. در بازدید دیگری که مهندس «محبعلی» رئیس پژوهشکده بافت و ابنیه سازمان میراث فرهنگی کشور از شهر زنوز و نقاط پیرامون آن داشت معماری ویژه قیزیل کرپی( پل طلایی) و بافتهای دیگر تاریخی این شهر و روستا را جز منحصر به فردترین بافتهای موجود در روستاهای کشور اعلام کرد.

قیزل کرپی

خیابان اصلی زنوز را به سمت شرق که طی کنید دورنمای یکی از زیباترین روستاهای ایران با حفظ تمام سنتها و آیین های خود متجلی می‌شود. روستایی پلکانی که در تمام حیاط و پشت بامهای آن طبق‌های برگه زردآلو دیده می‌شود.
روستایی که به درختان عظیم سپیدار ختم شده و به وسیله همین پوشش سبز و بلند از دیگر جاذبه‌های منحصر به فرد منطقه جدا شده است.صنعت نخست مردم این روستا مانند روستاهای زمهریر و درق تولیدات محصولات سردرختی مانند سیب، زردآلو و گردو است. رمه‌های گوسفند نیز در گوشه کنار دشتهای اطراف روستا دیده می‌شوند که برای مردم این روستا به منزله ثروتی عظیم محسوب می‌شوند.
از اولین کوچه سربالایی روستا به داخل می رویم. کوچه‌ها و خانه‌های این روستا به طرز عجیبی هویت تاریخی خود را حفظ کرده‌اند. شاید اگرهر گردشگری تنها چند قدم در این کوچه‌ها بردارد و چهره سوخته زنان و کودکان را کنار دیوارهای کاهگلی ببیتد زمان و تاریخ را فراموش کند.
آبی، سبز، نارنجی و گاه قرمز عمده‌ترین رنگی است که در لباس زنان این روستا به چشم می‌خورد. زنانی سختکوش و خندان. کمتر چهره‌ای در این روستا را بدون خنده می‌توان دید. با این که از لحاظ اقتصادی مردمان مرفهی نیستند اما طبیعت و زلالی آن، چنان صفایی به مردمان روستا داده است که در قرن 21 کمی غیرعادی به نظر می‌رسد.

زنوزق بی‌شک یکی از منحصربه‌فردترین روستاهای تاریخی و طبیعی ایران است . در این روستا خانه‌هایی دیده می‌شوند که مربوط به دوره های صفوی است. گورستان این روستا نیز حکایتهای زیادی دارد. سنگ نوشته‌هایی در این گورستان وجود دارد که با استناد به خورشیدهای حک شده‌اش می‌توان آن‌ها را به دوره‌های میترائیسم نسبت داد

.
زنوزق روستایی است که مجموعه عوامل طبیعی و تاریخی آن، می‌تواند آن را به یکی از ممتازترین روستاها در مباحث فرهنگی و گردشگری تبدیل کند. امری که تا به حال محقق نشده است اما آنچه مشهود است سازمانها و ارگانهای مختلف که در صدر آنها گروه مشاورین «پرآسمون» دیده می‌شود تلاشهای گسترده‌ای را برای معرفی و رساندن این روستا به جایگاه واقعی خویش آغاز کرده‌اند.
«
حسن خلیلی زنوز» مدیر طرح توسعه کالبدی شهر زنوز و حومه یکی از این اشخاص است. او که مدیریت گروه مشاورین پرآسمون را در اختیار دارد مطالعات گسترده ای را در مورد شهر زنوز و روستاهای آن آغاز کرده است.
خلیلی می‌گوید:«در بعضی جاها از زنوزق با نام ماسوله آذربایجان نام برده می‌شود که این قیاس اصلا صحیح نیست. با این که ماسوله یکی از زیباترین روستاهای کشور است اما مجموعه عواملی که در زنوزق گردهم آمده‌اند در هیچ روستایی حتی ماسوله وجود نداردشاید اغراق نباشد اگر حق را به این گروه مشاور و همفکرانشان داد. مجموعه جاذبه‌های طبیعی و تاریخی که در این روستا و مناطق اطراف آن وجود دارد یکی از نادرترین پتانسیلهای گردشگری ایران است.
از سیب و زردآلو و عسل که هرکدام به عنوان یک شاخصه برای این روستا محسوب می‌شود بگذریم کوهها و تفرجگاههای مستعد فراوانی در حاشیه این روستا وجود دارد که هر کدام به تنهایی در ایام مختلفی از سال پذیرای گردشگران خارجی و داخلی است. کوههای سلدرم، سد زنوز و توپوگرافی اطرافش، باغ زیبای امینی، چشمه های آب معدنی فراوان و دشتهایی در ارتفاع 2 هزار متری از سطح دریا که اردیبهشت آنها همانند تکه‌ای جدا شده از بهشت است.
با این که این روستا طی ماههای اخیر مورد توجه کارشناسان مختلف قرار گرفته و مسائل حفاظتی در مورد بافت تاریخی و روستایی آن رعایت می‌شود اما تا چندی قبل ارگانهای مختلف و متعدد بدون در نظر گرفتن هویت تاریخی این روستا اقداماتی را در جهت ایجاد رفاه مردم انجام داده‌اند که آسیب جدی به این روستا وارد کرده است.اقداماتی مانند جدول‌کشی و آسفالت که در صورت مطالعه بیشتر می‌توانست به شکل بهتری همگون با بافت طبیعی روستا انجام شود.
شاید به همین دلیل است که مسئولان مختلف شهر زنوز مانند شهرداری و گروه مشاورین پرآسمون در تلاشند تا زمینه ثبت این روستا در فهرست میراث فرهنگی را به وجود آورند تا حساسیت نگهداری از این روستا برای تمام ارگانهای منطقه محرز شود. امری که به اعتقاد بسیاری از پژوهشگران و کارشناسان فرهنگی بسیار پیشتر از این باید انجام می‌گرفت.
با این که بسیاری از کارشناسان معتقدند ثبت این روستا در فهرست یونسکو سالهاست به تاخیر افتاده اما شاید این تاخیر به سود زنوزق تمام شده باشد. در حال حاضر کمتر روستایی در ایران وجود دارد که تمام بافتها، سنتها و پوششهای قدیمی خود را حفظ کرده باشد.

به باور برخی کارشناسان روستای زنوزق متعلق به دوره ایلخانان است اما بنظر میرسد تارخ روستا به دورا ن پبشتر از آن میرسد و ابراز کنند گان نظر یه مزبور به برخی از سنگ قبور موجود در قبرستان این روستا توجه نموده و ازبرسی بیشتر کوتا هی کرده اند

بنا بر برخی از نظرات درخصوص نام روستا که به نظرصحیح میرسد بدلیل قرارگیری در ارتفاعات شهر زنوز ابتدا نام آن زنوز داغ بوده که به جهت تکثر استفاده در ترکی آذربایجانی به زونزاغ تبدیل گردیده است و در زبان فارسی به زنوزق اشتهار یافته است

قلعه زنوزق در ارتفاع و روستا در شیب تند قرار دارد و مامن مناسبی جهت روسنا ئیان در مقابل حمله دشمنان بوده است . به اظهار برخی از روستائیان این قلعه بصورت دژمستحکم ساخته شده بود

.

شهرستان جلفا

جلفا
شهر جلفا در ۲ کیلومتری جنوب جلفای نخجوان، ۹ کیلومتری شمال هادی‌شهر، ۲۹ کیلومتری غرب سیه‌رود، ۶۹ کیلومتری جنوب شرق پلدشت، ۷۱ کیلومتری شرق قره‌ضیاءالدین، ۱۲۰ کیلومتری شمال شرق خوی و ۱۵۰ کیلومتری شمال غرب تبریز واقع شده‌است.
شهر کوچک و مرزی جلفا در حاشیهٔ جنوبی رودخانهٔ ارس و در شمال غرب استان آذربایجان شرقی واقع شده‌است. این شهر به‌دلیل مرزی‌بودن، اهیت ویژه‌ای پیدا کرده‌است و از این‌رو بازارچه‌های متعددی در آن ایجاد شده‌اند. آب و هوای جلفا نسبت به سایر شهرهای آذربایجان، گرم‌تر و ملایم‌تر است و تابستان‌هایی نسبتاً گرم و زمستان‌هایی نسبتاً ملایم و سرد دارد.

اهالی شهر جلفا ترک آذربایجانی بوده و به زبان ترکی آذربایجانی و با لهجهٔ محلی خود سخن می‌گویند. شغل اکثر ساکنین این شهر کشاورزی و دامداری است. البته به‌دلیل مرکزیت و اداری بودن جلفا و وجود ادارات مختلف دولتی و خصوصی در آن، عده‌ای نیز به‌کار در این‌گونه مراکز مشغول شده‌اند. جمعیت این شهر براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵ خورشیدی، بالغ بر ۴٬۹۸۳ نفر بوده‌است که از این میان ۲٬۵۷۴ نفر مرد و ۲٬۴۰۹ نفر زن بوده‌اند. همچنین تعداد خانوارهای این شهر، ۱٬۳۶۵ خانوار بوده‌است.

در زمان حکومت شاه عباس به دلیل وقوع جنگ‌های ایران با روسیه و عقب‌نشینی نیروهای ایرانی، جلفا به دلیل این‌که جایگاهی برای تجدید قوای نیروهای روس نباشد، به‌طور کلی نابود شده و ساکنان اصلی آن به اصفهان منتقل شدند. امروزه در این شهر محله‌ای به نام جلفا وجود دارد که اهالی این محله از ساکنان اصلی جلفای آذربایجان هستند.


رودخانه همیشه خروشان ارس

اَرَس نام رودخانه‌ای نسبتاً پرآب و خروشان است که از منطقه مین گوئل در آناتولیترکیه سرچشمه گرفته، از مرز ترکیهنخجوان جلفا و ارمنستان گذشته و پس از گذر از مرز ایران و جمهوری آذربایجان وارد جمهوری آذربایجان گشته و به رودخانه کورا می پیوندد و با آن به دریای خزر میریزد

رودخانه ارس در سال ۱۸۱۳ میلادی در پی عهدنامه گلستان به عنوان مرز ایران و روسیه برگزیده شد و تمامی مناطق شمال این رود از ایران جدا و به خاک روسیه افزوده شد.

این رود میان مردم منطقه آراز نامیده میشود.

 آسیاب خرابه

 

آسیاب خرابه (خارابا دییرمان) یکی از جای‌های دیدنی و توریستی استان آذربایجان شرقی است که در شهرستان جلفا و در چندکیلومتری مرز ایران با جمهوری آذربایجان واقع شده‌است. آسیاب خرابه، آسیابی آبی است که سال‌ها پیش مورد استفادهٔ مردم منطقه بوده‌است؛ ولی اکنون به‌دلیل تخریب قسمت‌های عمدهٔ آن کاربردی ندارد و به‌همین دلیل به «آسیاب خرابه» شهرت یافته‌است. ارتفاع آسیاب ۱۰ متر و مساحت محوطهٔ پایینی آن ۲۰۰ متر مربع می‌باشد. در آسیاب خرابه آبشارهای کوچک و بزرگ بسیاری پدید آمده‌اند که از بالای آسیاب به‌سمت پایین سرازیر می‌شوند. آب این آبشارها از چشمه‌های متعدد موجود در بالای آسیاب که از کوه کیامکی سرچشمه می‌گیرند، تأمین می‌گردد

کلیسا خرابه

کلیسای سنت استپانوس (کلیسا خرابه)
یکی از منـاظر تاریخـی و توریستـی شهرستـان جلفـــا که از جاذبه های گردشگری و چشم اندازهای زیبای طبیعی نیز برخوردار می باشد ، کلیسای « سنـت استپـانـوس » است . این بنای عظیـم و دیدنی در 17 کیلومتری غرب شهر جلفا ( در مسیر جاده ی مرزی جلفا- سدّ ارس ) و به فاصله ی سه کیلو متری کرانه ی جنــوبـی رود ارس ، در آغـوش گـرم و با صفـــای کوهستـان و در میـان درّه ی سر سبـز شام با قدمتی بیـش ازهــزار سـال آرمیـده است. این کلیسـا به عـلّت قـرار گـرفتـن در روستـای متـروکـه ی شـام ، با همیــن نــام نیـز خـوانـده می شود ودر زبان مردمان محل این مکان را اغلب بانام کلیسای خرابه می شناسند.

نام اصلی این کلیسا از « اسپانوس » که یکی از حواریون حضـرت عیسی (ع) و نخستین شهید تبلیغ در راه مسیحیّـت بوده ، اقتبـاس گـردیده است . وجـود کلیسـا در این منطقـه حاکی از آن است که ساکنـان اولیــّه اطـراف کلیسا ارمنـی بـوده اند که بعـد از آغــاز جنـگ جهـانی اوّل از ایـن منطقـه به منـاطـق دیگـر مهاجرت نموده اند . این کلیسا هر سال در یک روز خاصّی( این روز بر اساس نظر شورای ارامنه تعیین می شود ) مرکز گرد همایی مسیحیان جهان می گردد که با زیارت این مکان با روشن کردن شمع به نیایش و راز و نیـاز می پردازند. بسیاری از ارامنه اعتقـاد بر این دارند که سنگ بنای این کلیسا توسط یکی از دوازده حواریون حضرت عیسی (ع) بنا نهاده شده واز نظر آنان این مکان فوق العاده اهمیّت دارد .



ارسال نظر غير فعال است.